خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

503

نهج البلاغة ( فارسي )

209 سخنى از آن حضرت ( ع ) در جنگ جمل بر كشتهء طلحه و عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد گذشت و چنين فرمود : ابو محمد ( 1 ) در اينجا غريب افتاده است . به خدا سوگند ، كه خوش نداشتم قريش ، كشته در زير نور ستارگان افتاده باشند . خونخواهى كردم از بنى عبد مناف ولى بزرگان بنى جمح از دست من گريختند . آنان براى كارى كه لايق آن نبودند گردن كشيدند ، ولى گردنهايشان شكسته شد و به مقصود نرسيدند . 210 سخنى از آن حضرت ( ع ) خردش را زنده گردانيد و نفسش را ميرانيد . تا پيكر ستبر او لاغر شد و دل سختش به لطافت گراييد . فروغى سخت روشن بر او تابيد و راهش را روشن ساخت و به راه راستش روان داشت . به هر در زد و درها او را به آستان سلامت و سراى اقامت راندند . و به آرامشى كه در بدنش پديد آمده بود ، پاهايش در قرارگاه ايمنى و آسايش استوار بماند . بدانچه دل خود را به كار واداشت و پروردگارش را خشنود ساخت . 211 سخنى از آن حضرت ( ع ) در برانگيختن اصحابش به جنگ خداوند از شما مىخواهد كه سپاس او به جاى آوريد . و فرمانروايى خود را براى

--> ( 1 ) . ابو محمد كنيهء طلحة بن عبيد الله است .